پرینت

ماجرای پیامک خداحافظی سردار شهید همدانی به همسرش

نوشته شده توسط سردبیر. ارسال شده در خاطرات جبهه و جنگ

همسر شهید همدانی دریادواره شهدای مهاجرین دوکوهه ، مدافعین حرم

همسر سردار شهید حسین همدانی در یادواره مهاجرین دوکوهه مدافعین حرم به بیان خاطره آخرین دیدار شهید همدانی با خانواده اش پرداخت.


همسر شهید حسین همدانی در یادواره مهاجرین دو کوهه مدافعین حرم که در حسینیه فاطمه الزهرا(س) تهران بزرگ برگزار شد به بیان خاطره آخرین دیدار شهید همدانی با خانواده اش پرداخت.

با نثار سلام و درود به روح حضرت امام خمینی (ره) و شهدا و به ویژه شهدای مدافعین حرم عنوان داشت: زندگی بنده تا کنون انتظار بود و اکنون هم خاطره است. 3 سال بود که شهید همدانی به سوریه می رفت و یک مرتبه که به تهران برگشت، گفت که برای کار مهمی آمده ام و دوباره برمی گردم. به بنده گفت پسرانم مهدی و وهب وهمه اعضای خانواده بگویید که بیایند دور هم باشیم و من آن ها را ببینم. بچه ها آمدند و ایشان کلی صحبت کرد و با نوه هایشان بازی کردند. گفتند که دوشنبه قرار ملاقات با رهبر انقلاب دارم و شب هم به سمت سوریه پرواز می کنم. بعد از این دیدار بچه ها به من گفتند که پدر یک حس و حال دیگری در این شب داشت.

یادواره شهدای لشکر27 محمدرسول الله (ص) با عنوان مهاجرین دوکوهه مدافعین حرم

همسرشهید همدانی در ادامه به ذکر خاطره آخرین دیدارش با شهید همدانی پرداخت و گفت: ایشان بعد از آن ملاقات به منزل آمد و گفت که سرم درد می کند و می خواهم استراحت کنم ولی مدتی بعد دیدم که مشغول تمیز کردن فریزر خانه است. ایشان به بنده گفتند شما کمر و پایتان درد می کند و من می خواستم که قبل از رفتن این فریزر را برایتان تمیز کنم. شهید همدانی آن روز به دخترهایش گفت پدر شما این مرتبه که به سوریه برود قطعاً شهید می شود و به خاطر این حرف دخترهایم گریه کردند. من به آن ها گفتم پدر شما از اول جنگ در جبهه بوده و تا حالا خدا ایشان را نگه داشته و از این به بعد هم نگه می دارد ولی شهید همدانی گفت که من حتماً شهید می شوم. آن روز صورتش نورانی شده بود، از ایشان پرسیدم که من را هم شفاعت می کنید که گفتند بله؛ من گفتم جنازه شما را به همدان نمی برم چرا که رفت و آمد برایمان سخت است ولی ایشان گفت که نه حتماً می برید آن روز با دخترها درد و دل و آن ها را نصیحت کرد. شهید همدانی گفت این مرتبه زود برمیگردم.

وی در پایان اظهارداشت: هنگام خداحافظی شهید همدانی سه مرتبه به داخل حیاط رفت و برگشت؛ موقع رفتن گویی در حال پرواز بود. این قدر چهره اش نورانی شده بود که نتوانستم نگاهش کنم. با این که اهل پیامک و این جور چیزها نبود یک پیامک خداحافظی برای من فرستاد و سه روز بعد هم در سوریه شهید شد.

نظر خود را اضافه کنید.

0
شرایط و قوانین.
  • هیچ نظری یافت نشد

پیشنهاد هفته

  • کتاب‌های پیشنهادی  هفته: کتاب

جنگ دوست داشتنی

کتاب جنگ دوست داشتنی مجموعه خاطرات نویسنده رزمنده ،سعید تاجیک است. توضیحات بیشتر...

ارتباط با ما

تهران- میدان ونک-خیابان ملاصدرا- خیابان شیخ بهایی جنوبی-بیمارستان بقیه الله الاعظم(عج)-حیاط شمالی- دفتر حوزه بسیج دانشجویی- تلفکس 88620826-021

پیامک:50001000501000-10005510001000