تحلیل مسائل روز

پرینت

بن‌بست‌شکنی مشاور بین‌الملل رهبر انقلاب در برجام

نوشته شده توسط سردبیر. ارسال شده در تحلیل مسائل روز

صالح اسکندری، کارشناس مسائل سیاسی در یادداشتی در واکنش به اقدام پروپاگاندای عجولانه، غیرکارشناسی و ساده لوحانه برخی رسانه ها درباره سخنان اخیر راهبردی، متقن و بن‌بست شکن علی اکبر ولایتی در آسیب شناسی تجربه برجام و تبیین مواضع مقام معظم رهبری نوشت:

۱- در طلیعه این نوشتار باید مشخص کنیم که روی سخن راقم این سطور هموطنان میهن دوست و طرفداران نظام و انقلاب است که پا به پای جان فشانی‌های این ملت عزیز در ۸ سال دفاع مقدس، دوران سازندگی و در مقطع مهم دفاع از حرم اهل بیت علیهم السلام ایستادند و سر تعظیم در برابر دشمنان این ملت فرود نیاوردند.

مجموعه نیروهای معتقد به انقلاب و نظام اگر انتقادی هم دارند از سر دلسوزی برای کشور است و لحظه ای در تقویت موقعیت رو به رشد جمهوری اسلامی تردید نکرده و نخواهند کرد.

از این رو مخاطب این قلم عناصر ضد انقلاب و فراری نظیر آن فرد لندن نشین که در کنار رودخانه تیمز و زیر پرچم امپراتوری بریتانیا از جوار خانه شماره ۱۰ داونینگ استریت برای ملت ایران هر از گاهی اظهار لحیه می کند که کذا و کذا، نیست.

همان کسی که در پناه جمهوری اسلامی به مقامات عالی رسید اما امروز بازیچه رسانه های مرتجع عربی شده و بنا به اسناد افشا شده در ویکی لیکس هزینه بورسیه فرزندش را سعودی ها می دهند هر چند وقت یک بار رهنمودی صادر می‌کند. این دسته مطمئنا ارزش پاسخ دادن ندارند و حوصله خوانندگان ارجمند تر است.

۲- برخی رسانه ها پس از اظهارات راهبردی، متقن و بن بست شکن دکتر علی اکبر ولایتی مشاور بین الملل رهبر معظم انقلاب در آسیب شناسی تجربه برجام و تبیین مواضع مقام معظم رهبری در چهارشنبه گذشته در موسسه پژوهشی- فرهنگی انقلاب اسلامی با طرح این سوال که "اگر نسخه فارسی در برجام ضروری بود، پس چرا قطعنامه ۵۹۸ نسخه فارسی ندارد؟!" اقدام به یک پروپاگاندای عجولانه، غیر کارشناسی و ساده لوحانه کردند که جایگاه و شان رسانه‌ای آنها و گردانندگانشان را زیر سوال می برد.

۵۹۸ شماره یکی از قطعنامه های شورای امنیت است و همواره اسناد و قطعنامه های شورای امنیت به زبان های رسمی سازمان ملل که مشتمل بر شش زبان انگلیسی، فرانسه، اسپانیایی، روسی، عربی و چینی است، ترجمه می شوند.

لکن برجام معاهده تعهد آور بین دو طرف است که یک طرف آن جمهوری اسلامی ایران و طرف دیگر ۵ عضو دائم شورای امنیت بعلاوه آلمان به نمایندگی از سازمان ملل است.

در معاهده ها طرفین متعاهدتین تعهداتی را می پذیرند و بر اساس شرایط مندرج در قرارداد موظف به انجام اموری می شوند.قاعده حقوقی بین المللی این است که متون تعهد شده حداقل به دو زبان طرفین متعاهدتین باشد.

این یک رویه بین المللی است و در جمهوری اسلامی نیز که طی دهه های گذشته تعهدات مختلفی داشته، همواره این رسم رعایت شده است.

۳- شواهد مثال متعددی در این موضوع می توان متذکر شد. نظیر قرارداد ۱۹۷۵ الجزایر که بین ایران و عراق امضا شده و دو نسخه عربی و فارسی آن موجود و معتبر می باشد.

این معاهده مبتنی بر قرارداد ۱۹۱۳ استانبول بین ایران و عثمانی و ایضا پروتکل الحاقی ۱۹۱۴ است که نسخه فارسی آنها بین دول ایران و عثمانی در اسناد وزارت خارجه وجود دارد.

قرارداد ۱۹۱۳ و پروتکل الحاقی ۱۹۱۴ مبنای مرزهای زمینی معاهده ۱۹۷۵ است. تفاوت قرارداد ۱۹۷۵ با معاهدات قبلی در این بود که خط القعر اروند رود مرز مشترک ایران و عراق است.

نمونه دیگر قرارداد ۱۳۵۱ بین ایران افغانستان بر سر حق آبه هیرمند است که بین هویدا نخست وزیر محمدرضا پهلوی و نخست وزیر دولت وقت افغانستان منعقد شد.

این قرارداد نیز نسخه فارسی آن در اسناد وزارت خارجه موجود است. قرارداد آخال بین ایران و روسیه بر سر مرزهای ایران و ترکمنستان و خوارزم قدیم و یا قرارداد پاریس بین ایران و انگلیس در رابطه با هرات یا قرارداد مک ماهون - گلد اسمیت مربوط به تعیین حدود ایران و شبه قاره هند در بلوچستان نمونه های دیگری هستند که متون تعهدات حداقل دو زبانه بوده و نسخه فارسی آنها در اسناد وزارت خارجه وجود دارد.

۴- اما در بیان دلایل منطقی دو زبانه بودن معاهدات طرفین متعاهدتین باید یاداور شد که منطبق بر قانون اساسی کشور هر قرارداد تعهد آوری که بین ایران و یک یا چند کشور خارجی و یا یک سازمان بین المللی امضا می شود باید به تصویب مجلس شورای اسلامی برسد از این رو حتما باید نسخه‌ای به زبان رسمی و فارسی داشته باشد تا اجازه دهد که اعضای محترم هیات دولت و  کمیسیون های مربوطه در دولت و مجلس محترم شورای اسلامی و اعضای کمیسیون های مربوطه با بررسی متن، تک تک کلمات و بار حقوقی آنها در جریان کامل تعهدات و تکالیفی که دولت گرامی و مجلس محترم به نمایندگی از ملت شریف ایران می پذیرند، قرار بگیرند. 

بعلاوه عامه مردم و رسانه ها نیز می‌بایست در جریان این متون باشند و حق دارند که بدانند به نام آنها و از طرف آنها مسئولین محترم چه تعهداتی را بر عهده گرفته‌اند و مسیر نقد و نصح رسانه‌ها و نخبگان از طریق این نسخ تسهیل شود.

بر اساس توضیحات فوق الذکر کسانی که به اسم مشاور و کارشناس در برخی رسانه‌ها سخنانی می‌گویند که موجب آبرو برای جمهوری اسلامی در صحنه بین‌المللی نمی‌شود و یا اظهاراتی می‌کنند که حاکی از بی‌اطلاعی آنها از الفبای بین‌المللی است، باید بیشتر رعایت کنند و سیاست خارجی را عرصه حرف‌های بی مبنا و غیر حقوقی نکنند.

۵- اما در پاسخ به اینکه چرا مشاور بین الملل رهبر معظم انقلاب چنین سخنان مهمی را اکنون می‌گوید باید متذکر شد؛ که این نکات جدید نبودند و بارها در جلسات مشورتی و خاص از جانب دکتر ولایتی مطرح شده اما ضرورتی به تذکر علنی آنها احساس نمی شد.

مضاف بر اینکه عالی‌ترین مقام مسئول در کشور یعنی مقام معظم رهبری قریب به سه سال پیش به اعضای محترم تیم مذاکره کننده متذکر شدند از آنجا که آمریکایی ها باعث و بانی تحریم های ظالمانه علیه ملت ایران هستند باید به صورت مکتوب متعهد به برداشتن تحریم ها شوند.

این تذکر ابتدا در جلسات خاص به مذاکره کنندگان داده شد، متعاقبا معظم له آن موارد را در سخنرانی عمومی مطرح فرمودند. نکته عبرت آموز اینکه به این تذکرات مکرر عمل نشد و خیلی سریع با تعویض دولت در آمریکا عوارض و آثار عدم توجه به این تذکرات آشکار گردید.

۶- اما آنچه مشاور بین الملل رهبر معظم انقلاب در اظهارات چهارشنبه خود به شکل علنی نگفت این مهم است که بعد از امضای برجام ناگهان کنگره آمریکا در دوره اوباما مصوبه‌ای را گذراند مبنی بر اینکه رئیس جمهور آمریکا موظف است هر ۴ ماه یک بار تعلیق تحریم ها را بر اساس رفتار ایران تکرار کند.

در حالی که مصوبه کنگره برای دولت آمریکا الزام آور است، مذاکره کنندگان ما نیز این الزام کنگره را می‌پذیرند. در مقابل از سوی مجلس ما اقدام مشابهی صورت نمی‌گیرد و یا اگر مصوبه مشابهی را می‌گذرانند بر اجرای آن نظارت مؤثری انجام نمی‌شود.

عملا یک عدم توازن آشکار منافع بین دو طرف به وجود آمد که باعث شد سرمایه گذاران داخلی و خارجی با نگرانی نسبت به تهدیدات و رجزخوانی های رییس جمهور قدیم و جدید آمریکا قبل از امضای ۴ ماهه، هیچ اطمینان و اعتماد مستمری برای سرمایه گذاری نداشته باشند و جرات نکنند که در بازار کسب و کار ایران ورود کنند.

۷- از این رو ضرورت داشت که در جریان قرارداد برجام یک نسخه روشن و ویراستاری شده حقوقی به زبان فارسی تهیه، تدوین و امضا می شد تا امکان رسیدگی حقوقی به دقایق و ظرایف آن توسط فحول سیاسی و دلسوزان کشور فراهم می شد.

طرح این مطالب بنا به مصالح کشور و نظر به اطلاعی که راقم این سطور از دیدگاه های مشاور بین الملل رهبر معظم انقلاب دارد صورت گرفت و اگر لازم باشد در جهت حفظ منافع ملی از هیچ کوشش دیگری دریغ نخواهد شد.

در واقع علت علنی کردن این تذکرات از جانب مشاور بین الملل رهبر معظم انقلاب شرایط فوق‌العاده به وجود آمده و اتمام مهلت چند هفته ای است که آقای رییس جمهور پس از سخنان ترامپ برای اروپا مشخص کردند.

اروپایی ها قرار شد طی چند هفته عهدشکنی آمریکایی ها را جبران کنند اما هنوز اقدامات انجام شده از جانب مذاکره کنندگان محترم در جهت اخذ تضمین های لازم از اروپایی ها موجب اطمینان خاطر نشده است.

لاجرم ضرورت داشت در این شرایط فوق العاده مشاور بین الملل رهبر معظم انقلاب ضمن ارائه راه حل های امیدوار کننده و بن بست شکن آنچه را که در جلسات خاص و کاری مطرح شده است را در مرئی و منظر افکار عمومی قرار دهد و در عین حال راهکار نیز ارائه نماید که مهمترین راهکار نگاه به شرق و همکاری راهبردی با کشورهایی نظیر روسیه و چین است.

در حقیقت دکتر ولایتی خط شکنی کرد و با زیر سوال بردن روش های سنتی غرب گرایانه بعضی از طبقات تکنوکرات که لزوما به معنای وابستگی نیست این امیدواری را به وجود آورد که می توان از این شرایط فوق العاده و آزمون برجام سربلند بیرون آمد.

خوشبختانه آقای دکتر روحانی بنا دارند در اجلاس شانگهای شرکت کنند و با مقامات چینی و روس ملاقات های مهمی را در همین خصوص داشته باشند. ایشان و همکارانشان التفات دارند تا مسیر جلب توجه افکار عمومی، تجار و بازرگانان را به توسعه روابط راهبردی با شرق هموار نمایند.

 ۸- ضمن اینکه مشاور بین الملل مقام معظم رهبری بر این باور بوده و هستند زحماتی که آقای دکتر ظریف و همکارانشان در جریان تصویب برحام کشیدند غیر قابل انکار می باشد و ستودنی است.

شناخت ۳۰ ساله دکتر ولایتی از آقای ظریف حکایت از آن دارد که ایشان از سرمایه های ارزشمند جمهوری اسلامی در عرصه بین المللی هستند و انشاالله این تذکرات مشفقانه کمکی خواهد بود در جهت پیشرفت و توفیقات بیشتر ایشان و همکارانشان در مسیر دفاع از منافع و مصالح نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران.

نظرات (0) کلیک ها: 173
پرینت

اهمیت نظامی تسلط ارتش سوریه بر «مزارع الملاح» حلب چیست؟

نوشته شده توسط سردبیر. ارسال شده در تحلیل مسائل روز

 

 دوازده روز پس از آغاز عملیات سرنوشت‌ساز شمال و غرب شهر حلب، ارتش سوریه موفق شد،‌ مزارع شمالی، میانی و جنوبی «الملاح» در شمال شهر حلب را کاملا تحت کنترل خود بگیرد.

پس از این موفقیت، نیروهای ارتش سوریه و مقاومت موفق شدند، شاهراه امدادی تروریست‌ها منتهی به داخل شهر حلب را با قدرت آتشباری قطع کند.

صبح پنجشنبه (دیروز) منابعی میدانی گفته بودند که ارتش سوریه موفق شده بخشی از جاده کاستیلو را زیر آتش خود قرار بدهد که از حیث نظامی به معنای قطع این جاده بود. ساعاتی بعد رسانه‌های مخالف سوریه هم این خبر را تأیید کردند.

اهمیت نظامی تسلط ارتش سوریه بر «مزارع الملاح» حلب چیست؟

اندازه واقعی نقشه

گروه اطلاع رسانی موسوم به «الاعلام الحربی» درباره اهمیت مزارع الملاح در ریف شمالی حلب گزارش داد، این منطقه شامل 3 مزرعه متصل به هم است که مجموعا یک منطقه مهم در شمال حلب به شمار می‌رود.

این مزارع طی سالهای گذشته شاهد جنگ و تعقیب و گریز میان ارتش سوریه و تروریستهای مسلح بوده است. ارتش سوریه از مزارع مرکزی و با انجام عملیات قصد داشت مزارع شمالی را آزاد کند؛ مزارعی که حلقه وصل مزارع جنوبی است و از آنجا به سوی جاده کاستیلو ارتباط دارد؛ راهی که تنها شریان امدادرسانی به تروریستها از ریف شمالی حلب به نقاط شمای و شرقی شهر حلب است.

ارتش سوریه از 25 ماه ژوئن میلادی پیشروی خود به سوی مزارع شمالی را آغاز کرد. جنگنده‌ها نیز از این عملیات پشتیبانی می‌کردند، تا اینکه نیروهای مقاومت در تاریخ 26 ماه میلادی گذشته موفق شدند کنترل کامل مزارع شمالی را در دست گیرد. در جریان این درگیریها شمار زیادی از تروریستهای جبهه النصره و گروهک «نور الدین الزنکی» از پای درآمدند.

این عناصر دو روز بعد از اینکه ارتش سوریه کنترل مزارع شمالی الملاح را در دست گرفت سعی کردند آن را دوباره اشغال کنند، ولی تلاش آنان به شکست منتهی و شمار زیادی از سرکرده‌های میدانی و نظامی آنان کشته شدند. ارتش سوریه اما از طریق افزایش حملات خمپاره‌ای و توپخانه‌ای به عناصر تروریستی حاضر در مزارع جنوبی اعمال فشار کرد.

پس از این تلاشها بود که نیروهای مقاومت امروز پنجشنبه موفق شدند وارد مزارع جنوبی الملاح شوند و کنترل آن را به دست گیرند و بدین ترتیب همه منطقه مزارع الملاح تحت سیطره ارتش سوریه درآمد.

این مزارع ویژگیهای جغرافیایی منحصر به فردی دارد. در غرب این مزارع، اردوگاه حندرات تحت اشغال تروریستها و در غرب آن «الارض الحمراء» قرار دارد که در واقع امتداد اراضی شهر «حریتان» است که تروریستها آن را اشغال کرده‌اند. در شمال امتداد اراضی «باشکوی» است که تحت تسلط ارتش سوریه است و در جنوب آن نیز راه کاستلیو قرار دارد.

با کنترل این مزارع، ارتش سوریه از نظر نظامی اهداف زیر را محقق کرده است:

1. قطع آتشباری راه کاستیلو؛ ارتش سوریه و نیروهای همپیمان به فاصله 1 کیلومتر و 360 متری این جاده رسیده است. این جاده، تنها شریان امدادرسانی تروریستها از ریف شمالی حلب به سوی اردوگاه حندرات و از این اردوگاه به مناطق شرقی داخل شهر حلب است.

2. ارتش سوریه به صورت گازانبری ورودی شمالی حلب را محاصره کرده است.

3. تأمین امنیت نقطه تمرکز ارتش سوریه برای ایجاد یک محور جدید به منظور عملیات از سمت غرب به سوی اردوگاه حندرات.

4. گسترش پهنا و عمق امنیت منطقه‌ای که اراضی منطقه صنعتی و راه شهرکهای «نبل و الزهراء» را به هم وصل می‌کند.

اما درباره ابعاد سیطره بر مزارع الملاح باید به مسائل زیر اشاره کرد:

1. تروریستهایی که در مناطق شرقی حلب قرار دارند با بزرگترین تجمع تروریستها از طریق راه کاستیلو به سوی ریف شمالی حلب و ریف غربی و سپس به بزرگترین تجمع در ادلب و از آنجا به ترکیه می رسند.

تروریستها افراد مصدوم خود را برای درمان به ترکیه می‌بردند و از آنجا سلاح منتقل می‌کردند.

2. با کنترل مزارع الملاح، شهر حلب محاصره و از ریف آن به صورت کامل جدا شد.

3. ارتش سوریه عملیات نظامی را به سوی منطقه های شرقی شهر حلب آغاز خواهد کرد یا طرح آشتی ملی را مانند استان حمص برقرار خواهد کرد تا تروریست‌ها با زمین گذاشتن سلاح‌های سنگین و نیمه‌سنگین خود از آن خارج شوند.

نظرات (0) کلیک ها: 3923
پرینت

آمریکا و اسرائیل پنج بار قصد حمله به ایران داشتند/ توان موشکی ایران مانع حمله شد

نوشته شده توسط سردبیر. ارسال شده در تحلیل مسائل روز

 

آمریکا و اسرائیل پنج بار قصد حمله به ایران داشتند/ توان موشکی ایران مانع حمله شد/ آمریکا می‌خواهد موشک را از ما بگیردمحسن رضایی دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام با حضور در برنامه زنده تلویزیونی «متن حاشیه» شبکه سه سیما به موضوع جنجال آفرینی اخیر کشورهای غربی بخصوص آمریکا درخصوص موشک‌های ایران پرداخت.

رضایی در پاسخ به سوالی درباره نامه اخیر آمریکا و 3 کشور اروپایی به دبیرکل سازمان ملل درباره برنامه‌های موشکی ایران، اظهار داشت: بنده منتظر چنین خبری بودم، زیرا آمریکایی‌ها برنامه‌ای را علیه ما چیده‌اند که مسئله هسته‌ای گام نخست آن بود و مسئله موشکی بعد از آن است و سپس می‌خواهند مسائل مربوط به حقوق بشر را مطرح کنند و در نهایت می‌خواهند کم‌کم وارد بحث سپاه پاسداران شوند و بگویند که شما بیایید و دست از این نظام بکشید.

وی ادامه داد: این یک برنامه طراحی‌شده است که قبلا با جنگ و درگیری به ما فشار می‌آوردند تا ما را به عقب برانند،‌ اما الان سیستم جدیدی پیدا کرده‌اند و طبق آن عمل می‌کنند. آمریکایی‌ها علیه سیستم دفاعی ما برنامه‌ دارند و آن را دنبال می‌کنند.

دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام در پاسخ به این سوال که نگرانی‌های اخیر که از سوی مقامات غربی مطرح می‌شود از چیست، تصریح کرد: بعد از برجام و همکاری که ایران در مذاکرات با آنها داشت و یک فضای جدیدی از تعامل بین ما و غرب به‌وجود آمده، قطعاً نباید آنها اینقدر سریع وارد این حساسیت‌ها می‌شدند. حداقل باید چند سالی می‌گذشت تا یک تعاملی بین ما و غرب به‌وجود می‌آمد و آنگاه یک میز جدید مذاکره باز می‌کردند اما از همین شتاب‌زدگی‌شان می‌توان فهمید کار آنها از موضع تعامل و گفت‌وگو نبوده، بلکه باید یک مسئله دیگر پشت صحنه باشد.

رضایی ادامه داد: ایران امروز به خاطر اینکه بخش مهمی از توان دفاعی‌اش را بر روی قدرت موشکی متمرکز کرده و الان موشک تبدیل به یک قدرت بازدارنده برای ما شده است، آنها به دنبال این هستند که این امکان را بگیرند و یا اینکه اگر نتوانند، تا یک حدی ما را در تولید و قدرت موشکی به عقب برانند تا خودشان دست برتر را در منطقه داشته باشند.

وی خاطرنشان کرد: وقتی موازنه قوا به نفع آنان عوض شود، یعنی وقتی اسرائیل بتواند ما را تهدید کند و ما نتوانیم جواب دهیم، آنها به هدف مطلوب خود رسیده‌اند. کشوری که نمی‌تواند جواب تهدیدهای خود را دهد، قاعدتاً دست‌ش بالاست و تسلیم خواهد شد.

فرمانده سپاه در سالهای دفاع مقدس گفت: الان بحث آنها صراحتا معطوف به موضوع موشکی است و در این زمینه دو دیدگاه را دنبال می کنند. در وهله می‌خواهند یک فضایی را طرح کنند که بگویند ما به ساخت موشک در ایران اطمینان نداریم و اینها می‌توانند حامل کلاهک هسته‌ای باشند و بعد از مدتی که این فضا را ساختند، قصد دارند بگویند که ما می‌خواهیم بازرسی کنیم که بازرسی کردن به این معناست که می خواهند وارد پادگان‌های ما شوند و موشک‌های ما را تست کنند و قدرت، بُرد و تخریب‌شان را بفهمند که به‌راحتی این اطلاعات را می‌توانند به اسرائیل بدهند و یا این اطلاعات را به کسانی که فردا می‌خواهند به ایران حمله کنند، بدهند یا اینکه وقتی آنها سلاح ما را بشناسند، می‌توانند ضد آن را بسازند و این یکی از اهداف آنان است.

دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام، با بیان اینکه آمریکایی‌ها و غربی‌ها متوجه جایگاه ویژه و خاص قدرت موشکی‌ در نظام دفاعی ما هستند، افزود: به خاطر همین ویژگی، ما الان قدرت اول منطقه هستیم و می‌توانیم از وقوع جنگ جلوگیری کنیم و یا اگر جنگی علیه ما اتفاق بیفتد، می‌توانیم آن را با شکست مواجه کنیم.

رضایی با تأکید بر اینکه جمهوری اسلامی ایران حرف اول را در منطقه می‌زند، اظهار داشت: ایران الان قدرت اول منطقه است و آنها می‌خواهند ایران را از این قدرت پایین بکشند.

وی افزود: از زمانی که جنگ تمام شد تا الان آمریکایی‌ها دو بار و اسرائیلی‌ها سه بار می‌خواستند به ما حمله کنند، اما نتوانستند که این مسئله نشان‌دهنه  قدرت دفاعی بالای ایران بوده است.

دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام، با بیان اینکه آنها قصد دارند جلوی توسعه توان دفاعی و موشکی ما را بگیرند، تصریح کرد: همه کشورها به دنبال ارتقای توان خود هستند و اگر ما در همین سطح باقی بمانیم، ۵ سال آینده فاصله اسرائیل با ما بسیار زیاد می‌شود، لذا ما همواره نسبت به افزایش دقت موشک‌هایمان اقدام کرده‌ایم.

رضایی ادامه داد: اگر در گذشته خطای موشک های ما ۲-۳ کیلومتر بود، الان این میزان خطا به چند متر رسیده و ما حتی قصد داریم این اختلاف را به چند سانتی‌متر برسانیم.

وی تاکید کرد: تلاش دشمن در وهله اول جلوگیری از توسعه و محدود کردن توان موشکی ماست و درنهایت قصد دارند کلا این قدرت بازدارندگی را از بین ببرند.

رضایی در پاسخ به این سوال که آیا بهتر نبود به خاطر کاهش تنش‌ها، یک مدت توسعه توان موشکی کنار گذاشته می شد، گفت: علت اینکه ما به دنبال ساخت موشک هستیم، به دلیل تجربه ذی‌قیمتی بود که در جنگ به‌دست آوردیم، بر همین اساس طبق آمار، ۱۶ هزار نفر از هموطنان‌مان در دوران دفاع مقدس بر اثر بمباران‌ها و شلیک موشک‌ها شهید شدند که بلافاصله بعد از جنگ، نیروهای انقلابی همت کردند و این خلاء دفاعی را پر کردیم.

وی تأکید کرد: آنها خوب می‌دانند مسئله پیشرفت موشک‌های ایران، یکی از عوامل اقتدار ما در منطقه است و می‌خواهند این توان را از ما بگیرند.

دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام ادامه داد: کشور ما در چهارراه منافع بین‌المللی است و تاریخ نشان داده که هر ۳۰ سال در ایران جنگ شده و الان می‌بینیم که وضع منطقه بسیار بد است و اگر ما جلوی داعش را نمی‌گرفتیم، امروز شاهد ناامنی‌هایی در تهران بودیم.

رضایی افزود: ممکن است کشوری مانند ژاپن نیازی به این سطح از توانمندی های دفاعی مثل ما نداشته باشد، اما ما بر سر قله‌ای هستیم که همه می‌خواهند به آن حمله کنند و آن قله را بگیرند. بنابراین باید برای مردم‌ آرامش و امنیت ایجاد کنیم.

وی با اشاره به تاریخ تلخ گذشته که منجر به جدایی بخشی از شهرها از ایران شد، گفت: یکی از دلایلی که نصف ایران جدا شده، به خاطر این جوهای روشنفکری است که بعضی وقت‌ها وارد کشور ما می‌شود و آن اقتدار و پشتوانه ما را متزلزل می‌کند.

دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام تصریح کرد: آن کسانی که می‌گویند ایران نباید موشک داشته باشد و مدعی دلسوزی برای کشور هستند، چرا تاریخ گذشته را نمی‌خوانند و اگر هم می خوانند و باز این حرف‌ها را می‌زنند، مطمئنا خیانت آشکاری به کشور می‌کنند. نمی‌توانیم اجازه دهیم یک بار دیگر صحنه‌های تلخ تاریخ گذشته تکرار شده و قسمت دیگری از کشورمان جدا شود.

رضایی خاطرنشان کرد: ما موشک را برای امنیت و صلح می‌خواهیم و هدف ما ایجاد ثبات در منطقه است.

رضایی با بیان اینکه ما گفت‌وگو را نفی نمی‌کنیم، افزود: اگر گفت‌وگو بدون موشک باشد، کم‌تر از ۴۸ ساعت، ما را به‌هم می‌ریزند. به طور مثال کارشکنی عربستانی‌ها در جریان مذاکرات، حتی بیش‌تر از رژیم صهیونیستی بود، اگر اقتدار و موشک نداشته باشیم، رقبای ما در منطقه مشکل ایجاد می‌کند.

وی با بیان اینکه ما در طول ۳۷ سال اخیر همواره بر گفت‌وگو تأکید داشته‌ایم، افزود: البته برخی از مسائل مانند موضوع موشک قابل مذاکره نیست و نمی‌توانیم به کسی اجازه دهیم وارد حریم دفاعی ما شود.

دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام اظهار داشت: رزمایش‌ها در ایران همیشه وجود داشته و دارد. ما ۱۰ سال است که رزمایش موشکی برگزار می‌کنیم، اما در 2 سال اخیر برادران‌مان در سپاه برای همکاری با دولت، رزمایش‌های خود را علنی نمی‌کردند تا دوستان‌مان در جریان مذاکرات هسته‌ای، حداکثر فرصت رایزنی را داشته باشند.

رضایی در پاسخ به این سوال که آیا ایران بعد از برجام، تغییر یافته است، گفت: از بُعد خارجی تغییر ایجاد شده و بعد از ۱۲ سال در سیاست چند گام جلو افتادیم و دنیا به این نتیجه رسیده که ایران را نمی‌توان منزوی کرد،‌ اما از نظر اقتصادی و اینکه آیا آمریکایی‌ها به تعهدات‌شان عمل می‌کنند یا خیر، برایند تحلیل‌ها این‌گونه است که آنها تعهدات خود را عملی نمی‌کنند و تأثیر چندانی هم بر اقتصاد ما نخواهد گذاشت.

وی گفت: اگر اقتصاد مقاومتی به‌درستی در کشور اجرا شود، اجرا یا عدم اجرای برجام، تأثیری نخواهد داشت.

دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام، نسبت به اجرایی شدن اقتصاد مقاومتی در سال جاری، اظهار داشت: انتظار داریم جناب آقای روحانی و دوستان‌شان کار انقلابی کنند و بدانند که با شعار دادن نمی‌شود مشکلات کشور را حل کرد.

وی با بیان اینکه دولت باید یکپارچه‌سازی را برای موفقیت در عرصه اقتصادی از خودش آغاز کند، ادامه داد: این تمرکزی که در دولت است باید از بین برود و موضوع مدیریتی باید در دولت حل شود، روحیات محافظه‌کارانه‌ای که در دولت وجود دارد نمی‌تواند کاری کند. وقتی گفته می‌شود به استانداران اختیار لازم دهید تا بتوانند اقدامات اساسی‌تری در عرصه اقتصادی انجام دهند، می‌گویند که باید قانون اساسی عوض شود که اصلا این موضوع درست نیست.

دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام تأکید کرد: اگر اقدام انقلابی انجام شود، قطعا در عرصه اقتصادی به موفقیت‌هایی خواهیم رسید و منظورمان از حضور نیروهای انقلابی کسانی است که قدرت فهم اقتصاد را دارند، لذا در همین بخش خصوصی افراد موفقی حضور دارند، اما در سیستم بروکراسی گرفتارند.

رضایی بیان کرد: تحریم‌ها برداشته شد، حالا ببینیم دوستان‌مان در دولت می خواهند چه‌کار کنند، زیرا اگر بخواهند مانند روند سه‌سال گذشته کارها را پیش ببرند، معلوم است که راه به جایی نمی‌برند. دوستان ما در دولت باید ابتدا از خود شروع کنند و موانع راه تولید را بردارند تا انقلابی صورت بگیرد.

وی در پاسخ به این سوال که برخی می‌گویند شرایط لازم برای اجرای اقتصاد مقاومتی فراهم نیست و تحقق آن نیازمند بودجه است، تصریح کرد: اینکه می‌گویند بودجه دولت آقای روحانی کم‌تر از دولت آقای احمدی‌نژاد است، از نظر ارزی شاید درست باشد، اما از نظر ریالی درست نیست، زمان آقای احمدی‌نژاد ارز را هزار تومان می‌فروختند، الان در این سال‌ها شاید میزان درآمدهای ارزی کم‌تر شده، اما قیمت ارز به ۳ هزار تومان رسیده، بنابراین از نظر ریالی تفاوت چندانی ندارد و شما می‌توانید بودجه دولت را مقایسه کنید هم از نظر ریالی و هم از نظر ارزی، ضمن اینکه پول فراوانی در اختیار مردم وجود دارد، اما آنها اعتماد ندارند تا وارد چرخه اقتصادی کنند.

دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام، گفت: الان نقدینگی به ۹۰۰ هزار میلیارد تومان رسیده و سیر صعودی دارد و نتیجه این مسئله این است که پول بر سر جای خودش نمی‌رود. به هر حال اقتصاد مقاومتی، شدنی است، اما دولت باید روش مدیریتی اقتصادی خود را عوض کند. تا زمانی که دولت این روش را عوض نکند، ممکن است ما به جایی نرسیم، البته همه باید به دولت کمک کنند و امسال منتظریم دولت در عرصه اقتصاد مقاومتی کارهایی را انجام دهد.

نظرات (0) کلیک ها: 1025
پرینت

درسی که اردوغان، نتانیاهو و سلمان باید از رضا خان بیاموزند!

نوشته شده توسط سردبیر. ارسال شده در تحلیل مسائل روز

در بحث از تحولات منطقه خاورمیانه، همواره این نکته مورد اتفاق نظر تحلیلگران و پژوهشگران مختلف بوده که دو گروه بازیگران منطقه ای و فرامنطقه ای بر ماهیت و شکل این تحولات تأثیرگذار هستند؛ اما زمانی که منافع این دو گروه در تضاد با هم قرار گیرد، اوضاع به گونه ای متفاوت پیش خواهد رفت. وضعیت این روزهای اردوغان، نتانیاهو و ملک سلمان را می توان در همین راستا تحلیل کرد.
 

 از حدود پنج سال پیش و در پی وقوع انقلاب های عربی در منطقه خاورمیانه، اوضاع در این منطقه وارد مرحله ای جدید شد که مهمترین مشخصه آن، بی ثباتی و ابهام در مسیر و مقصد تحولات بوده است. در این میان، برخی بازیگران منطقه ای و فرامنطقه ای درصدد برآمدند ضمن بهره گرفتن از این فضای ابهام آمیز، منافع مدنظر خود را به صورت حداکثری تأمین کنند.

در سطح منطقه، ترکیه و عربستان سعودی در صف مقدم حمایت از گروه های شورشی و تروریستی قرار گرفته و تلاش کردند با براندازی دولت های غیرهمسو با خود، نفوذ منطقه ای خود را به حداکثر ممکن برسانند. همزمان، رژیم اسرائیل نیز با مناسب دیدن فضا، از یک سو با استناد به اوضاع ناآرام خاورمیانه، خواستار حمایت بیشتر آمریکا از خود ـ به عنوان مهمترین متحد منطقه ای واشنگتن ـ شد و از سوی دیگر، هم در موضوع فلسطین و هم موضوع هسته ای ایران، رویکرد تهاجمی اش را شدت بخشید. 

در این میان، نکته مشترکی که هر سه این بازیگران را به یکدیگر پیوند داده و می دهد، تقابل با ایران و تلاش برای جلوگیری از توسعه نفوذ جمهوری اسلامی ایران – و در سطحی گسترده تر، محور مقاومت – در سطح منطقه است. این رویکرد به ویژه در میان سعودی ها از زمان درگذشت ملک عبدالله و روی کار آمدن ملک سلمان، تشدید نیز شده و عربستان رویکرد تقابلی خود نسبت به ایران را کاملاً آشکار کرده است.

اما اکنون و با گذشت پنج سال از وقوع این روند جدید در منطقه، ابرهای ابهام تا حدی کنار رفته و اوضاع سر و شکل مشخص تری پیدا کرده است. در موضوع سوریه و عراق، پیشروی های گروه تروریستی داعش و بین المللی شدن تهدید این گروه، غربی ها را به این نتیجه رسانده که باید از اصرار بر براندازی دولت اسد دست برداشته و به راه حلی مرضی الطرفین دست پیدا کنند. در موضوع فلسطین، حمایت بین المللی از تشکیل یک دولت فلسطینی، رژیم اسرائیل را در موضع دفاعی قرار داده و در موضوع ایران نیز حصول توافق هسته ای میان ایران و گروه 1+5، چشم انداز قدرت گیری بیش از پیش ایران در منطقه در پرتو رها شدن از قید و بندهای بین المللی را از هر زمان دیگری جدی تری ساخته است.

 
درسی که اردوغان، نتانیاهو و سلمان باید از رضا خان بیاموزند!
 

در این شرایط، سه دولت مذکور که خود را در موضع ضعف دیده و طرح های خود برای تقابل با ایران و نفوذ حداکثری در منطقه را رنگ باخته می بینند، به طور روزافزون در تقابل با رویکرد متحدان غربی خود قرار می گیرند که برای تأمین امنیت در خانه خود هم که شده، خواستار دامن زده شدن بیش از پیش به تنش ها در منطقه نیستند. به نظر می رسد، این اختلاف رویکردها میان متحدان قدیمی، در آینده ای نه چندان دور اوضاع را بر خلاف میل اردوغان، سلمان و نتانیاهو پیش خواهد برد و نشانه های این روند از هم اکنون نیز آشکار شده است.

در مورد ترکیه، دولت رجب طیب اردوغان تا همین چند ماه پیش بر آن بود، با بین المللی کردن هرچه بیشتر بحران سوریه و باز کردن پای قدرت های فرامنطقه ای، به ویژه آمریکا به شکلی جدی تر، به هدف همیشگی خود، یعنی براندازی بشار اسد دست پیدا کند. در همین راستا، آنکارا حتی تا ساقط کردن یک فروند جنگنده روسی در آسمان سوریه نیز پیش رفت؛ اما بلافاصله پس از این اقدام، با هشدار ناتو مواجه شد، مبنی بر اینکه کشورهای سازمان آتلانتیک شمالی، وارد منازعه ای با روسیه نخواهند شد که به سبب ماجراجویی های اردوغان به وجود آمده باشد.

افزون بر این، دولت آنکارا در ماه های اخیر تلاش داشته با سوءاستفاده از بحران پناهجویان، به نوعی از غرب باج خواهی کند و از این راه، مداخله بیشتر غربی ها را خواستار شود؛ اما این سیاست نه تنها تاکنون نتوانسته نتایج مطلوب را برای ترکیه به همراه داشته باشد، بلکه در عمل سبب شده انتقادات رسمی و غیررسمی غربی ها از ترکیه افزایش پیدا کند؛ تا جایی که این روزها اردوغان می گوید، حتی اگر «تنها هم بماند»، از رویکرد خود در قبال سوریه دست برنخواهد داشت؛ موضعی که نشان از واقعیت انزوای ترکیه در موضوع سوریه دارد.

در مورد عربستان، حمایت غرب و به ویژه آمریکا و انگلیس از تجاوز یک سال پیش ائتلاف منطقه ای تحت رهبری سعودی ها به یمن، بر اساس این ارزیابی صورت گرفت که این ائتلاف خواهد توانست به سرعت به اهداف مدنظر دست یافته و – به زعم خود – نفوذ ایران را در همسایگی عربستان از میان ببرد. اما یک سال حملات مستمر ائتلاف به یمن، تاکنون نتوانسته نتیجه ای داشته باشد و از سوی دیگر، حجم بالای جنایات علیه غیرنظامیان، افکار عمومی را علیه سعودی ها بسیج کرده است. در این شرایط، غرب اگر هم بخواهد، امکان و نیز منفعتی در حمایت از سعودی ها نمی بیند. افزون بر این، طرح عربستان برای تشکیل ائتلافی با همکاری ترکیه و دیگر کشورها برای حمله نظامی به سوریه نیز با مخالفت صریح آمریکا مواجه شد.

رژیم اسرائیل نیز اوضاع بهتری ندارد. نتانیاهو پس از سال ها تلاش بی وقفه برای جلوگیری از حصول توافق هسته ای ایران، اکنون ناچار است این توافق را به عنوان یک واقعیت موجود بپذیرد که البته همزمان، با تشدید فشارها برای پذیرش راه حل دیپلماتیک در موضوع فلسطین و خودداری از ادامه تجاوزگری ها علیه فلسطینی ها مواجه است. طی یک سال اخیر، کار برای تل آویو به جایی رسید که اروپایی ها اقدام به تحریم کالاهای ساخته شده در شهرک های صهیونیست نشین  سرزمین های اشغالی کردند. 

به این ترتیب، اکنون وضعیت برای ترکیه، عربستان و رژیم اسرائیل به گونه ای شده که منافع مشخص آن ها در منطقه، با منافع حامیان فرامنطقه ای ایشان در تضاد است. با وجود این، این سه دولت نه تنها از ماجراجویی و توسعه طلبی منطقه ای خود دست برداشته اند، بلکه بر آن بیش از پیش اصرار می ورزند. تجربه تاریخی به ما می گوید در شرایطی که یک دولت وابسته به غرب در خاورمیانه در چنین شرایط تضادی با قدرت یا قدرت های حامی خود قرار بگیرد و بر تشدید و تداوم این تضاد اصرار داشته باشد، نتیجه چیزی جز سقوط آن دولت وابسته نخواهد بود.

مثال روشن تاریخی در این زمینه، سرنوشت رضا شاه پهلوی است. رضا خان که با حمایت مستقیم قدرت های خارجی (مشخصاً انگلیس) توانسته بود قدرت خود را به عنوان شاه تحکیم بخشد، اندک اندک به این توهم دست یافت که در منطقه خاورمیانه فعال مایشاء است و می تواند بدون توجه به منافع قدرت حامی خود، رویکردهای مدنظر خویش را تدوین کند. نیازی به گفتن نیست که نتیجه اصرار بر این رویکرد تقابلی، سقوط وی در جریان حمله متفقین به ایران در شهریور 1320 خورشیدی بود. 

اکنون نیز آمریکا و انگلیس به عنوان حامیان اصلی سه دولت مذکور، در عمل وارد فاز اختلافات جدی با دولت های وابسته به خود در منطقه شده اند؛ اما تاکنون از علنی کردن این اختلافات و دامن زدن به آن ها خودداری کرده اند، با این امید که وابستگانشان بر سر عقل آمده و قطب نمای خود را با آن ها تنظیم کنند! با وجود این، می توان انتظار داشت که سرنوشت اردوغان، سلمان و نتانیاهو نیز مانند همه رهبران و دولت های وابسته به غرب، سقوط در صورت عدم پذیرش باشد. 

نظرات (0) کلیک ها: 986

پیشنهاد هفته

  • کتاب‌های پیشنهادی  هفته: کتاب

جنگ دوست داشتنی

کتاب جنگ دوست داشتنی مجموعه خاطرات نویسنده رزمنده ،سعید تاجیک است. توضیحات بیشتر...

ارتباط با ما

تهران- میدان ونک-خیابان ملاصدرا- خیابان شیخ بهایی جنوبی-بیمارستان بقیه الله الاعظم(عج)-حیاط شمالی- دفتر حوزه بسیج دانشجویی- تلفکس 88620826-021

پیامک:50001000501000-10005510001000