مناسبت های مذهبی

پرینت

برای اقامه عزای امام صادق(ع) هیأت کجا برویم +جدول

نوشته شده توسط سردبیر. ارسال شده در مناسبت های مذهبی

 

 وقتی چشمه علم و دانش جعفری بی‌امان می‌جوشید، خواه مسلمان یا مجوس و مسیحی از گرداگرد عالم به محضر درسش می‌شتافتند، رؤسای مذاهب در محضرش زانوی ادب می‌زدند و سرکش‌ترین دشمنان خدا، به مقام شامخ او اعتراف می‌کردند، به مناسبت شهادت چنین امام هماهی که شیعه مدیون خدمات ‌ارزنده‌اش برای حفظ و نگهداری میراث نبوی و علوی است، مراسم عزای صادق آل‌محمد(ص) در جای جای شهر بزرگ تهران با حضور مؤمنان و خداجویان برگزار می‌‌شود که در ادامه تنها گوشه‌ای از این محافل معنوی اشاره می‌شود:
ردیف نام هیأت سخنران مداح زمان و مکان
1 مکتب الصادق پناهیان محمد رستمی، علی جهانبخش

9 مرداد از ساعت 19:00 تا 21:00 

شهرک غرب، بلوار دریا، ساختمان شیشه‌ای

2 مسجد جامع آل یاسین حجت‌الاسلام عالی -----------

8 مرداد از ساعت 20:30

شریعتی، سیدخندان، خواجه عبدالله انصاری، کوچه 9

3 حسینیه حجت(عج) حجت‌الاسلام ناصر رفیعی غلامرضا سازگار، مهدی غیاثی

7 تا 9 مرداد

از ساعت 5:30 تا 8

نازی‌آباد،میدان بازاردوم 

4

هیأت مکتب المهدی(عج)

سیداحمد دارستانی  مجید شعبانی،احد قدمی،مهدی کمانی،وحید علیشاهی 

9 مرداد از ساعت 21 تا 23 

شهرری،دولت آباد،فلکه اول،مسجد جامع المهدی(عج) 

5

هیأت‌الرضا(ع) 

------------ عبدالرضا هلالی

8 مرداد ماه از ساعت 21:30 تا 0:30 

میدان خراسان، ابتدای خیابان نور مهدی، حسینیه امام موسی ابن جعفر(ع)

6

مسجد ارک تهران

حجت‌الاسلام طباطبایی‌نسب منصور ارضی

8 مرداد از ساعت 20:30 تا 22:30

مسجد ارک 

7

تجمع عصر شهادت امام صادق عشاق المهدی میدان منیریه

حجت‌الاسلام سیدمهدی حائری زاده مهدی ارضی، محمدحسین اپرناک

9 مرداد 

از 18:30 تا 20:00

8

هیأت رزمندگان اسلام

حجت‌الاسلام رفیعی سیدمجید بنی‌فاطمه

9 مرداد از ساعت 10:30 تا 12:30

خیابان فاطمی، نرسیده به تقاطع کارگر، فاطمیه بزرگ تهران 

9

مسجد حضرت امیر(ع)

حجت‌الاسلام علوی تهرانی محمود کریمی

9 مرداد 

از ساعت 10:30 تا 13:00

خ کارگرشمالی

10

حسینیه صنف لباسفروشان

حجت‌الاسلام ملکی منصور ارضی

9 مرداد از ساعت 6 تا 8

حسینیه صنف لباسفروشان

11

مسجد حضرت مهدی(عج)

حجت‌الاسلام سیدحمید میرباقری مصطفی خورسندی

9 مرداد 

از ساعت 12:30 تا 13:30

خیابان ستارخان، سه‌راه تهران ویلا، مسجد حضرت مهدی(عج)

12 بیسج مداحان حجت‌الاسلام کدخدا رستم مرتضی طاهری، محمد فراهانی

7 تا 9 مرداد از ساعت 20:30

حسینیه شهدای بسیج، بزرگراه بسیج، خیابان شهید رحیمی

13 مسجد جامع نارمک همراه با تشییع پیکر سه شهید تیپ فاطمیون ------------ -------------

9 مرداد از ساعت 10

نارمک، خیابان سمنگان، مسجد جامع نارمک

نظرات (0) کلیک ها: 991
پرینت

10 سنت عاشورایی از 10 گوشه ایران +تصاویر

نوشته شده توسط سردبیر. ارسال شده در مناسبت های مذهبی

مراسم بزرگ نخل برداری ظهر عاشورا - زارچ یزد
مراسم بزرگ نخل برداری ظهر عاشورا - زارچ یزد

نخل، یا همان سازه ی چوبی عظیمی که شهرهای کویری ایران برای برپایی مراسم عاشورا بلندش می کنند،‌ در واقع نمادی از تشییع پیکر مطهر امام حسین(ع) است. در ایام محرم نخل را با پارچه سر تا سر سیاهپوش می‌کنند.این نخل تزئیناتی نظیر شمشیر ، آینه، میوه، پولکهای مختلف، منگوله‌های تزئینی، دستمال‌های ابریشمی رنگی دارد که در دو طرف نخل بسته می‌شود.

در دهه اول محرم و یا در دهه آخر صفر، نخل توسط مردم عزادار مانند کشتی به حرکت در می‌آید و سه دور گرد میدان نخل می‌چرخد و آنگاه آرام آرام به درون آشیانه خود باز می‌گردد. مراسم نخل‌برداری در بسیاری از شهرهای استان یزد مختص روز عاشوراست و هر سال با سینه زنی،‌روضه خوانی و پخش نذری همراه است.

آیین سنتی بیل زنی در روز عاشورا - خوسف بیرجند
آیین سنتی بیل زنی در روز عاشورا - خوسف بیرجند

می گویند طایفه بنی سعد،‌ سه روز بعد از واقعه عاشورا به صحرای کربلا رسیدند و پیکر شهدای این حادثه را دفن کردند،‌ رسم بیل زنی در جنوب خراسان،‌ ادای احترام به کسانی است که پیکر شهدای کربلا را دفن کرده اند.

مردم اعتقاد دارند که بیل هایی که با آن مراسم بیل زنی در عصر عاشورا انجام می شوند متبرک هستند و باعث برکت و حلالیت محصولات کشاورزی می شوند.

این مراسم احتمالا حدود سیصد سال قدمت دارد،‌برای برپایی آن هیات ها به دسته های 15 نفری تقسیم می شوند، افراد بیل در دست، دایره وار در کنار هم بیل‌هایشان را به طرف آسمان می ‌برند و هر فرد در حال حرکت به هوا پریده و تیغه‌ بیل‌ها را به هم می ‌زند. گروه دیگری از عزاداران نیز با حمل کجاوه ای بزرگ به عنوان نخل و نمادی از تشییع پیکر مطهر امام حسین (ع) و کجاوه یا گهواره‌ای کوچکتر به نشانه تشییع پیکر پاک طفل شیرخوار آن حضرت، روضه خوانی می کنند.

آیین سنتی تاسوعای حسینی در روستای اراضی مبارکه - اصفهان
آیین سنتی تاسوعای حسینی در روستای اراضی مبارکه - اصفهان

مراسم اهالی دو روستای اراضی و باغملک در مبارکه اصفهان در ظهر تاسوعا و ظهر عاشورا، قدمتی 300 ساله دارد، در روز تاسوعا،‌ اهالی روستای باغملک به روستای اراضی می روند، و در روز بعد، جایشان را عوض می کنند.

میزبان ها،‌در هر کدام از این دو روز،‌بسته به توانایی که دارند غذایی تدارک می بینند و آن را تزئین می کنند و در غرفه هایی که برای این منظور در حسینه روستا تدارک دیده اند می گذارند. بعد از نماز ظهر اهالی روستا در حسینیه را باز می کنند، هر خانواده خانواده ای را که به مهمانی دعوت کرده است به غرفه ای که تدارک دیده می برد و با غذا هایی که آماده کرده اند از آنها پذیرایی می کنند.

عزاداری عاشورای حسینی - خرم آباد
عزاداری عاشورای حسینی - خرم آباد
عزاداری عاشورای حسینی - خرم آباد

آیین گل مالی در لرستان،‌ از جمله آیین های پیش از اسلام است که بعدا در دوران اسلام نیز به زندگی ادامه داده است. طبق سنت، مردم برای مرگ قهرمان ها و جوانان،‌این آیین را اجرا می کردند و حالا برای عزاداری عاشورا تکرارش می کنند.

آیین گل مالی در لرستان،‌ جزو میراث ملی کشور به ثبت رسیده است، برای اجرای آن خاک تمیز الک شده را در حوضچه هایی که قبلا با آجر آماده شده اند با گلاب نذری و آب گل می کنند. حدود نیمه های شب عزادارانی که برخی نذر دارند وارد حوضچه های گل شده و بعضی تمام سر و صورت و حتی چشمان خود را آغشته به گل می کنند و به اصطلاح به گل می افتند. برخی دیگر از عزاداران تنها سر و صورت و دوکتف و شانه خود را گل می زنند و درکنار شعله های آتش که به همین منظور تهیه شده خود را خشک می کنند، فرد به گل افتاده این وضعیت را تا ظهر عاشورا حفظ می کند.

آیین سنتی مشعل گردانی اعراب در شب هشتم ماه محرم - قم
آیین سنتی مشعل گردانی اعراب در شب هشتم ماه محرم - قم
آیین مشعل گردانی در شب عاشورا - دولت‌آباد شهرری

مشعل گردانی هم در مناطق مرکزی و جنوبی ایران از آیین های دهه ی اول محرم است که عرب ها بیشتر آن را اجرا می کنند،‌شهر هایی مثل قم و شهر ری،‌ و اردکان یزد میزبان مراسم مشعل گردانی هستند. این مراسم که قبلا با مشعل های هیزمی برگزار می شد حالا چند سالی است که با مشعل های گاز سوز جایگزین شده است.

مراسم مشعل گردانی قدمتی حدود 500 ساله دارد،‌ در دوره هایی از تاریخ از جمله در زمان رضاشاهی اجرای آن با ممنوعیت هایی رو به رو بوده است.

در مناطق مختلف ایران مشعل گردانی در روز های متفاوتی از دهه اول محرم برگزار می شود و روایت در این مورد هم متعدد است،‌برخی در روز اول دهه اول مشعل گردانی می کنند تا آغاز محرم را اعلام کنند، برخی در روز هشتم محرم این مراسم را اجرا می کنند که مناسبتش رسیدن امام حسین(ع) و همراهنش به دشت کربلا است، برخی هیات ها هم در شب شام غریبان این مراسم را اجرا میکنند تا یاد شهدا را زنده نگه دارند.

عزاداری زنان آستانه اشرفیه
عزاداری زنان آستانه اشرفیه

در برخی شهر های شمال کشور، از جمله در آستانه ی اشرفیه،‌ بخش دیگری از واقعه ی عاشورا توسط زنان بازسازی می شود، دسته های عزاداری زنان،‌ به یاد زنان قیبله بنی اسد که برای دفن کشته های کربلا رسیده اند،‌دسته های عزاداری به راه می اندازند. گاهی بیل و ساقه های برنج به همراه خودشان دارند، بیل ها نمادی از راه افتادن برای دفن پیکر ها است و ساقه های برنج را به نشانه ی عزا بر سر و صورتشان می زنند.

این عزاداری ها در برخی شهر ها در روز یازدهم محرم برگزار می شود و در برخی شهرها تا هفت روز بعد از واقعه کربلا ادامه دارد.

آیین خیمه کوبی نوش آباد - کاشان
آیین خیمه کوبی نوش آباد - کاشان
آیین نمادین خیمه کوبی در نوش آباد کاشان
آیین نمادین خیمه کوبی در نوش آباد کاشان
آیین خیمه کوبی نوش آباد - کاشان

آیین خیمه کوبی، که در بیشتر مناطق ایران نمونه های آن را می شود مشاهده کرد،‌ ترکیبی از شبیه خوانی و عزاداری است، در مراسم خیمه کوبی که در نوش آباد کاشان برگزار می شود،‌ هر سال چند هزار نفر در نقش دو لشکر اشقیا و انبیا دور هم جمع می شوند، به همه و حتی بچه ها لباس های مناسب شبیه خوانی می پوشانند.

در حالی که لشکر انبیا توسط لشکر اشقیا به ناحیه ای که از قبل مشخص شده هدایت می شوند،‌خیمه های نذری که توسط بچه ها حمل می شوند را به مکانی که برای برپا کردن آن ها در نظر گرفته شده می برند و بعد رجز خوانی و برپا کردن خیمه ها آغاز میشود.

مراسم خیمه کوبی یا همان برپا کردن خیمه های دو طرف ، معمولا در روز هشتم محرم انجام می شود،‌ می گویند این مراسم حدود یک قرن سابقه دارد و مقدمه ای برای مراسم دیگری است که بازسازی چیده شدن خیمه انبیا و به راه افتادن لشکر اسیران از کربلا به سمت شام در روز یازدهم محرم است.

آیین پولکه گردانی در روستای شیشوان - عجب شیر
آیین پولکه گردانی در روستای شیشوان - عجب شیر

پولکه گردانی از آن آیین هایی است که بیشتر در شمال غرب ایران انجام می شود،قدمت این آیین احتمالا به دوران صفویه بر می گردد و ‌آن را به عنوان یکی از نه آیین عاشورایی آذربایجان شرقی به ثبت ملی رسانده است.

پولکه، توپی از پارچه است که آن را به نفت و مواد سوختی آغشته می کنند و در شب عاشورا آتش می زنند؛ مشعل یا پولکه اصلی را در میدان اصلی روستا روشن می کنند، بزرگ ترها مشعل های بزرگ و کوچک ترها مشعل هایی به اندازه قد و قواره خودشان بر می دارند.بعد از روشن کردن منبع اصلی، مشعلی های کوچک تر از محله ها به سمت به میدان اصلی برده می شوند. عزاداران این مشعل ها را با زنجیرهای بلندی به دست می بندند و با مشعل اصلی روشن می کنند. برخی معتقد هشتند که این آتش گردانی یادآور به آتش کشیده شدن خیمه های باقی مانده از کاروان امام حسین(ع) است.

آئین سنتی شمع گردانی - اردبیل
آئین سنتی شمع گردانی - اردبیل

شمع گردانی اردبیل هم از آن مراسم خاص منطقه است،‌آیینی که برخی معتقد هستند که حدود هزار سال قدمت دارد، بردن شمع به مسجدها و روشن کردن آن ها در عصر تاسوعا.

کسانی که نذر دارند،‌شمع ها را از یک مسجد به مسجد دیگر می برند تا چهل و یک منزل را زیر پا بگذارند.

این مراسم علاوه بر اردبیل در بسیاری از شهرها و روستاهای نزدیک توسط دسته های عزاداری به جا آورده می شود، و شمع گردان ها آرزو می کنند که حاجت هایشان بر آورده شود. کسانی که نذر غذا و شربت و چای دارند هم معمولا نذری خودشان را به شمع گردان ها هدیه می دهند.

آیین سنتی چهل منبران در روز تاسوعا - خرم آباد
آیین سنتی چهل منبران در روز تاسوعا - خرم آباد
آیین سنتی چهل منبران در عصر تاسوعا - خرم آباد

رسم چهل منبر،‌از شمال تا جنوب ایران، در مناطقی مثل گلستان، اصفهان و لرستان به جا آورده می شود،‌این رسم هم از جمله آیین های عاشورایی است که جزو آثار ملی کشور ثبت شده است.

خانه هایی که قبلا در آنها مراسم روضه برگزار شده است منبر های خودشان را جلوی در می گذارند و مردمی که نذری دارند با چهل شمع منبر به منبر حرکت می کنند و پای هر کدام از این منبر ها یک شمع روشن می کنند و برای برآورده شدن آرزویشان دعا می کنند.

در خرم آباد لرستان این مراسم به خصوص توسط زنان اجرا می شود،‌ عزاداران بعد از زیارت یکی از امام زاده های مورد احترام شهر،‌به یاد حضرت زینب(س) که اعتقاد دارند از کربلا تا شام،‌ چهل منزل را پشت سر گذاشته است، چهل منبر را پشت سر می گذارند و در نهایت دوباره به همان امام زاده ای که حرکت را از آن جا آغاز کرده اند بر می گردند و برای برآورده شدن حاجاتشان دعا می کنند.

نظرات (0) کلیک ها: 1337
پرینت

این فرد در ظهر عاشورا امام حسین(ع) را تنها گذاشت

نوشته شده توسط سردبیر. ارسال شده در مناسبت های مذهبی

کربلا، صحنه ظهور چهره هایی با نگرش ها، عملکردها و فرجام های گوناگون است، «زیانکاران » و در مقابل آن «ره یافتگان »، دو طیف نمادین جامعه آن عصر بودند که با وجود نقطه های مشترک، رفتار مختلفی را در آن حادثه از خود نشان دادند. 

ره یافتگان، با پیشینه ای نه چندان مثبت و گاه منفی، ضمن شکستن زنجیرهای شیفتگی دنیا، دعوت امام زمان را لبیک گفته و در رکاب آن سالار نیک بختان، زندگی خویش را با میمنت و مبارکی پیوند دادند. زهیر بن قین، حر بن یزید، حارث بن امرءالقیس، نعمان و حلاس بن عمرو، بکر بن حی، عمرو بن ضبیعه و... در زمره این گروه اند که در برزخ ماندن و رفتن، رفتن به سمت عشق را پذیرا شدند. 
این فرد در ظهر عاشورا امام حسین(ع) را تنها گذاشت
از دیگر سو، زیانکاران قرار داشتند؛ همانان که همای سعادت بر بام زندگی شان نشست تا مرکب عروج ایشان به سوی رضوان باشد، اما مستی رفاه طلبی، دنیاپرستی، مرگ گریزی، قدرت خواهی و عوام زدگی، عقل و تفکر را از آنان ربود و هر یک با بهره گیری از موقعیت خاص خود، دست رد به بخت زرین خویش زده و دعوت امام را اجابت نکردند. 

آری! دنیا، گاه سکوی پرش سبک بالان به سوی ملکوت و گاه مرتعی زیبا و دلفریب برای دنیا طلبان ظاهر بین است: «زین للناس حب الشهوات من النساء و البنین والقناطیر المقنطرة من الذهب والفضة و الخیل المسومة والانعام والحرث ذلک متاع الحیوة الدنیا والله عنده حسن الماب ». (1) 

محبت امور مادی، از زنان و فرزندان و اموال هنگفت از طلا و نقره و اسب های ممتاز و چهارپایان و زراعت، در نظر مردم جلوه داده شده است؛ (تا در پرتو آن، آزمایش و تربیت شوند؛ ولی) اینها (در صورتی که هدف نهایی آدمی را تشکیل دهند،) سرمایه زندگی پست (مادی) است؛ و سرانجام نیک (و زندگی والا و جاویدان)، نزد خداست. 

دقت در زندگی هر یک از زیانکاران در جریان حماسه کربلا، ما را به نقطه های آغازین سقوط حیات ایشان رهنمون و فرجام سوء ردکنندگان دعوت امام را مبرهن می سازد. حیات این گروه را مرور می کنیم: 

1- عبدالله بن عمر 

عبدالله فرزند عمر بن خطاب و از صحابی رسول گرامی اسلام (ص) است. (2) عمر او را در اداره حکومت پس از خود ناتوان ابن عمر بعد از عثمان از بیعت با علی (ع) سرپیچی کرد، (4) یاری نکردن حق و خار نکردن باطل دو ویژگی منفی او در نگاه امیرمؤمنان بود. (5) او خلافت معاویه را به رسمیت شمرد و با وی بیعت کرد، (6) آن هنگام که معاویه برای یزید بیعت می ستاند، ابن عمر به گروه مخالفان پیوست، اما معاویه از او بیمناک نبود و به وفاداری او در آینده ایمان داشت (7) و در این باره به فرزندش چنین گفت: «عبدالله بن عمر گرچه از بیعت امتناع ورزید، ولی او با توست، قدرش را بدان و او را از خود مران.» (8) 

در آغاز خلافت یزید و پس از ورود امام حسین (ع) به مکه «ابن عمر» برای ترغیب آن حضرت به بیعت با یزید نزد ایشان رفت و گفت: از دشمنی دیرین این خاندان با شما آگاهی داری، مردم به او (یزید) روی آورده اند و درهم و دینار در دست اوست، در صورت مخالفت با او کشته می شوی و گروهی از مسلمانان نیز قربانی می گردند. من از رسول خدا (ص) شنیدم که فرمود: 
«حسین کشته خواهد شد و اگر مردم دست از یاری او بردارند به خواری و ذلت ابدی مبتلا خواهند شد.» پیشنهاد من این است که مانند همه مردم راه صلح پیش گیری! (9) 

امام در پاسخ پیشنهاد عبدالله بن عمر چنین فرمود: 
ابوعبد الرحمان! آیا نمی دانی پستی دنیا به اندازه ای است که سر یحیی بن زکریا به زناکاری از زناکاران بنی اسرائیل هدیه داده می شود. مگر نمی دانی که بنی اسرائیل بین طلوع فجر تا طلوع سپیده خورشید هفتاد پیامبر را به قتل رسانده و سپس در محل کار خویش می نشستند و به خرید و فروش می پرداختند. گویا که هیچ جنایتی را مرتکب نشده اند، پروردگار تعجیل نفرمود و مدتی به آنان مهلت داد و سپس دست انتقام الهی با شدیدترین وجه گریبان آنان را گرفت و به سزای اعمالشان رساند. 

«اتق الله یا ابا عبدالرحمن و لاتدعن نصرتی؛ اباعبدالرحمن! از خدا بترس و از یاریم دست برندار ...» (10) 

ابن عمر دعوت حجت خدا را رد کرد و راهی مدینه شد و پس از شهادت امام، نامه ای به یزید نگاشت و ضمن پذیرش خلافتش با وی بیعت کرد. (11) 

در جریان شورش مردم مدینه، او ضمن نکوهش پیمان شکنی مردم، خطاب به خاندان خویش گفت: «اگر بدانم هر یک از شما دست از بیعت با یزید برداشته و از مخالفان او حمایت کرده اید رابطه من با او قطع خواهد گردید.» (12) 

در زمان خلافت عبدالملک مروان و پس از ورود حجاج بن یوسف به مدینه، عبدالله بن عمر شبانه نزد حجاج رفت تا به وسیله او با عبدالملک بیعت نماید، او در توجیه شتاب خود این سخن رسول خدا (ص) را یادآور شد «هر کس بمیرد و پیشوایی نداشته باشد به مرگ مردان جاهلی مرده است.» و گفت: می ترسم شب را بدون امام به صبح برسانم! گویند که حجاج برای تحقیر «ابن عمر» پای خود را از فراش بیرون کرد و گفت: برای بیعت دست خود را بر روی پایم بگذار! (13) 

این ماجرا اوج ذلت شخصیتی است که با وجود کهنسالی و نقل روایات فراوان از پیامبر اکرم (ص)، توان تمییز صف صالحان از ستمگران را نداشت و همواره برای حفظ «آقایی » خویش در جبهه پیشوایان ظالم قرار می گرفت، اما سرانجام فرجام دنیوی کردار خود را نیز دید. 

عبدالله بن عمر آخرین صحابی، در اواخر حیات خود بینایی اش را از دست داد و در مکه از دنیا رفت. (14) 

2 - عبیدالله بن حر جعفی

عبیدالله، از اشراف، شجاعان و شعرای معروف کوفه بود و در گروه پیروان عثمان قرار داشت. پس از قتل عثمان کوفه را به قصد شام ترک گفت و در کنار معاویه جای گرفت و با سپاه او در جنگ صفین شرکت جست. وی پس از شهادت حضرت علی (ع) به کوفه بازگشت. (15) 

ابن حر، در منزل بنی مقاتل (16) با کاروان امام حسین (ع) مواجه شد، حضرت نخست «حجاج بن مسروق » را به منظور همراهی و یاری نزد او فرستاد، لیکن عبیدالله بن حر به فرستاده امام جواب رد داد و گفت: «به خدا سوگند از کوفه بیرون نیامدم جز آن که اکثر مردم خود را برای جنگ مهیا می کردند و برای من کشته شدن حسین (ع) حتمی گردید. من توانایی یاری او را ندارم و اصلا دوست ندارم که او مرا ببیند و نه من او را!» 

پس از بازگشت حاجیان از مکه امام خود به همراه چند تن از یارانش به نزد عبیدالله رفت و پس از سخنان آغازین به وی چنین فرمود: «ابن حر! مردم شهرتان به من نامه نوشته اند که همه آنان به یاری من اتحاد نموده و پیمان بسته اند و از من درخواست کرده اند که به شهرشان بیایم، ولی واقع امر بر خلاف آن چیزی است که ادعا کرده اند، تو در دوران عمرت گناهان زیادی مرتکب شده ای، آیا می خواهی توبه کنی تا گناهانت پاک گردد؟ !» ابن حر گفت: «چگونه؟» 

امام فرمود: «فرزند دختر پیامبرت را یاری کن و در رکابش بجنگ.» 
ابن حر گفت: «به خدا قسم کسی که از تو پیروی کند به سعادت ابدی نائل می گردد، ولی من احتمال نمی دهم که یاری ام به حال تو سودی داشته باشد، زیرا در کوفه برای شما یاوری نیست. به خدا سوگندت می دهم که از این کار معافم دار، زیرا نفس من به مرگ راضی نیست و من از مردن سخت گریزانم. اینک اسب معروف خود «ملحقه » را به حضورت تقدیم می دارم، اسبی که تاکنون هر دشمنی را که تعقیب کرده ام، به او رسیده ام و هیچ دشمنی نیز نتوانسته است به من دست یابد! شمشیر من را نیز بگیر، همانا آن را به کسی نزدم جز آن که مرگ را بر آن شخص چشانیده ام!» 

امام در برابر سخن نسنجیده و نابخردانه ابن حر چنین فرمود: 
«حال که در راه ما از نثار جان دریغ می ورزی، ما نیز به تو و به شمشیر و اسب تو نیاز نداریم، زیرا که من از گمراهان نیرو نمی گیرم . تو را نصیحت می کنم همان گونه که تو مرا نصیحت نمودی، تا می توانی خود را به جای دور دستی برسان تا فریاد ما را نشنوی و کارزار ما را نبینی، فوالله لایسمع واعیتنا احد و لاینصرنا الا اکبه الله فی نار جهنم؛ به خدا سوگند اگر صدای استغاثه ما به گوش کسی برسد و به یاریمان نشتابد خداوند او را در آتش جهنم خواهد افکند.» (17) 

دنیازدگی و مرگ گریزی «ابن حر»، مانع وزش نسیم سعادت بر زندگی گناه آلودش شد، نسیم روح افزایی که می رفت کردار ناشایست گذشته اش را محو و او را در صف صالحان و شهدا قرار دهد. 

گرچه عبیدالله بن حر، امام را در منزل بنی مقاتل ترک گفت، اما حسرت و پشیمانی ابدی بر باقی مانده عمرش سایه افکند و زندگی اش را قرین تاسف و ماتم ساخت حتی در سروده هایش آهنگ ندامت و حسرت پدیدار گشت. (18) 

فیالک حسرة ما دمت حیا 
تردد بین صدری و التراقی 
حسین حین یطلب بذل نصری 
علی اهل الضلالة والنفاق 
ولو انی اواسیه بنفسی 
لنلت کرامة یوم التلاق
 (19) 

- آه از حسرتی که تا زنده ام در میان سینه و گلویم در جریان است. 
- آن گاه که حسین برای برانداختن اهل گمراهی و نفاق از من یاری طلبید. 
- اگر آن روز جانم را برای یاری اش می نهادم، روز قیامت به کرامت و جایگاه والا دست می یافتم. 

ابن زیاد، پس از آگاهی از ندامت «ابن حر»، او را به کاخ خود فرا خواند و «ابن حر» به هر تدبیری که بود توانست از دستش بگریزد. او سرانجام خود را به کربلا رسانید و در مقابل قبر مطهر امام حسین (ع) ایستاده و قصیده معروف خود را - که بیش از چهارده بیت آن در دست نیست - سرود. بعضی از ابیات آن از این قرار است: 

یقول امیر قادر و ابن غادر 
الا کنت قاتلت الحسین بن فاطمه 
و نفسی علی خذلانه واعتزاله 
و بیعة هذا الناکث العهد لائمه 
فیا ندمی ان لا اکون نصرته 
الاکل نفس لاتسدد نادمه 
و انی لانی لم اکن من حماته 
لذو حسرة ما ان تفارق لازمه
 (20) 

عبیدالله بن حر، پس از مرگ یزید و فرار ابن زیاد، با قیام مختار همصدا شد و به همراه گروهی به مدائن رفت ، ولی سپس در کنار «مصعب بن زبیر» با «مختار» جنگید. پس از مدتی «مصعب » به او مظنون شد و او را حبس کرد. مدتی بعد با شفاعت گروهی از قبیله «مذمح » وی را آزاد ساخت. ابن حر، پس از آزادی به عبدالملک مروان پیوست و چون به کوفه آمد شهر را در دست کارگزاران «ابن زبیر» دید. او مورد تعقیب خصم قرار گرفت و با بدنی مجروح بر کشتی سوار شد تا از فرات عبور کند، وی برای فرار از اسارت خود را در آب انداخت و کشته شد. 

مورخان، مرگ او را در سال 68 ه.ق نوشته اند. گویند که «مصعب بن زبیر» «عبیدالله بن حر» را بر دروازه کوفه آویخت. (21) 

3 - عمرو بن قیس 

عمرو، به همراه پسر عموی خود در منزل بنی مقاتل به محضر امام حسین وارد شد. در ابتدا عموزاده اش به امام گفت: «این سیاهی که در محاسن شما می بینم از خضاب است یا موی شما بدین رنگ است؟» 

گردباد دنیاگرایی در پوشش فرینده عائله مندی و امانت داری مردم، ابن قیس و عموزاده او را در دام خود نهاد و آن دو را از همراهی با کاروان نور و راه یابی به بهشت جاودان بازداشت و در کویر نفس سرکش جای داد. 

حضرت فرمود: «خضاب است، موی ما بنی هاشم زود سپید می شود... آیا برای یاری من آمده اید؟» 
عمرو بن قیس گفت: «عایله زیادی دارم، مال بسیاری از مردم نزد من است و نمی دانم کار به کجا می انجامد . خوش ندارم امانت مردم از بین برود!» پسر عمویش نیز همانند او پاسخ داد. 

امام فرمود: «فانطلقا فلاتسمعا لی واعیة، و لاتریا لی سوادا، فانه من سمع واعیتنا او رای سوادنا فلم یجبنا و لم یغثنا کان حقا علی الله عزوجل ان یکبه علی منخریه فی النار؛ پس از این جا بروید، تا فریاد ما را نشنوید و ما را نبینید، همانا هر کس ندای ما را بشنود و یا ما را ببیند و پاسخ نگوید و به یاریمان نشتابد، سزاوار است که خداوند او را به بینی در آتش افکند.» (22) 

گردباد دنیاگرایی در پوشش فرینده عائله مندی و امانت داری مردم، ابن قیس و عموزاده او را در دام خود نهاد و آن دو را از همراهی با کاروان نور و راه یابی به بهشت جاودان بازداشت و در کویر نفس سرکش جای داد. «و ما الحیوة الدنیا الا متاع الغرور.» (23) 

4 - هرثمة بن ابی مسلم 

هرثمه، به همراه سپاهیان امام علی (ع) در جنگ صفین شرکت کرد. در بازگشت، سپاه امام در کربلا توقف نمود. هرثمه می گوید: پس از برپایی نماز صبح، حضرت امیر (ع) مشتی از خاک کربلا را برداشت و آن را بویید و فرمود: «واها لک ایتها التربة، لیحشرن منک اقوام یدخلون الجنة بغیر حساب؛ ای خاک! همانا از تو مردمی محشور می شوند که بدون حسابرسی وارد بهشت می گردند.» 

ابن ابی مسلم، یکی از نیروهای اعزامی «عبیدالله بن زیاد» به کربلا بود، او می گوید: هنگامی که به سرزمین کربلا رسیدیم، به یاد آن حدیث افتادم، بر شترم نشستم و به سمت امام حسین (ع) رفتم. پس از عرض سلام، حدیثی که از پدر والای ایشان شنیده بودم بازگو کردم، امام فرمود: «با ما هستی یا بر ضد ما؟» 
گفتم: «نه با شما هستم و نه بر شما! دخترانم را در شهر نهادم و از ابن زیاد بر ایشان نگرانم.» 

حضرت در پاسخ فرمود: «فامض حیث لاتری لنا مقتلا و لاتسمع لنا صوتا، فو الذی نفس حسین بیده لایسمع الیوم واعیتنا احد فلایعیننا الا اکبه الله بوجهه فی جهنم؛ (24) برو! تا آن که قربانگاه ما را نبینی و صدای ما را نشنوی، قسم به آن که جان حسین در دست اوست، اگرکسی امروز صدای ما را بشنود و به یاریمان نشتابد، هر آینه خداوند او را با صورت در دوزخ می افکند.» 

اگر فقدان توکل و دلبستگی به دنیا قرین زندگی انسان گردد، اندیشه و دیدگاهی چون هرثمه خواهد داشت؛ او که خود شاهد همراهی زن و فرزند امام حسین و سایر بنی هاشم و حضورشان در صحنه بحرانی کربلاست، از فرزندان خود یاد می کند و به بهانه نگرانی حال آنان، از همراهی با حجت خدا روی گردان است. «انما اموالکم و اولادکم فتنة و الله عنده اجر عظیم.» (25) 

5 - مالک بن نضر ارحبی و ضحاک بن عبدالله مشرقی 

ضحاک، به همراه مالک بن نضر ارحبی به حضور امام حسین (ع) رسید، این دیدار ظاهرا در کربلا صورت گرفت، امام پس از خوشامدگویی، سبب حضورشان را جویا شد، آنان در پاسخ گفتند: برای عرض سلام خدمت رسیدیم و از خدا عافیت و سلامت شما را خواستاریم، مردم برای جنگ با شما جمع شده اند! نظر شما چیست؟ 
امام پاسخ داد: «حسبی الله و نعم الوکیل؛خدا مرا کفایت می کند و چه نیکو وکیلی است.» 

آن دو برای امام دعا کردند، آن گاه حضرت فرمود: چرا مرا یاری نمی کنید؟ مالک بن نضر با بیان این جمله که: من مقروض هستم و عیال دارم، دعوت امام را رد کرد و رفت. 

ضحاک بن عبدالله نیز مشابه سخن ابن نضر را گفت و سپس حضور موقت و مشروط خود را در کنار امام پیشنهاد داد و گفت: تا آن جا از شما دفاع خواهم کرد که دفاع من به حال شما مفید باشد، در غیر این صورت در جدایی از شما آزاد خواهم بود، امام نیز پذیرفت. 

او در روز عاشورا، دلیری به خرج داد و امام بارها او را تشویق و دعا فرمود. چون جمله یاران امام حسین (ع) - جز سوید بن عمر و بشیر بن عمرو - به شهادت رسیدند، او نزد حضرت آمد و شرط پیشین خود را یادآور شد و از ایشان اجازه بازگشت خواست، امام هم آزادش گذاشت. 

او که قبلا اسب خود را در یکی از خیمه ها پنهان کرده بود، پس از اذن امام، سوار بر اسب شد و فرار کرد. تعدادی از سربازان «ابن سعد» به تعقیب او پرداختند، ضحاک چون به روستایی به نام «شفیه » رسید ایستاد، تعقیب کنندگان او را شناختند و رهایش کردند. (26) 

ماجرای «ضحاک بن عبدالله » در نوع خود بی نظیر است، او که تا دقایق پایانی حماسه عاشورا در کنار امام شمشیر زد و شماری از لشکریان خصم را از پای درآورد و از نزدیک شاهد صحنه مظلومیت خاندان رسالت بود، چگونه بر عاقبت نیکوی خود پشت پا زد و خود را از فیض شهادت در رکاب سالار شهیدان محروم ساخت! آری، او به دنیا دل بسته بود و اسبش نیز وسیله پیوند مجدد او به این زندگی ناپایدار و گذرا گردید ... : «ذلک بانهم استحبوا الحیوة الدنیا علی الآخرة.» (27) 

پی نوشت ها: 

1) آل عمران (3) آیه 14  
2) ابی الحجاج یوسف المزی، تهذیب الکمال، مؤسسة الرساله، ج 15، ص 332 
3) محمد بن جریر طبری، تاریخ طبری، دارالمعارف، ج 4، ص 227  
4) مسعودی، مروج الذهب، ج 3، ص 15 
5) نهج البلاغه، انتشارات هجرت، ص 521; قصارالحکم: 262 
6) تاریخ طبری، ج 5، ص 58  
7) فاما عبدالله بن عمر، فرجل قد وقذته العباده و اذا لم یبق احد غیره بایعک، ر . ک: ابی مخنف، وقعة الطف، مؤسسة النشر الاسلامی، 1367 ش، ص 69 
8) محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، دارالکتب الاسلامیة، ج 44، ص 311 
9) خوارزمی، مقتل الحسین، مکتبة المفید، ج 1، ص 190 و 191؛ سخنان حسین بن علی، محمد صادق نجمی، دفتر انتشارات اسلامی، ص 42 
10) ابن طاووس، الملهوف علی قتلی الطقوف، دار الاسوه، 1414ق، ص 102  
11) ابن حجر، فتح الباری، دار احیاء التراث العربی، ج 13، ص 59; تاریخ طبری، ج 5، ص 571 و عبدالله بن عمر به وسیله ولید با یزید بیعت کرد . ر . ک: مروج الذهب، ج 2، ص 316  
12) محمد بن اسماعیل بخاری جعفی، صحیح بخاری، دارالکتب العلمیه، ج 8، ص 99  
13) ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج 13، ص 242; قاموس الرجال، للشیخ محمد تقی شوشتری، مؤسسة النشر الاسلامی، ج 6، ص 541 
14) ابن حجر، الاصابه، رقم 4825; الطبقات الکبری، ابن سعد، ج 4، ص 105 - 138 
15) ابن حزم، جمهرة انساب العرب ص 385 ؛ تاریخ طبری، ج 5، ص 128 
16) این منزل، منسوب به مقاتل به حسان بن ثعلبه است و بین عین التمر و قطقطانیه قرار دارد ر . ک: یاقوت حموی، معجم البلدان، ج 4، ص 374 
17) ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، مؤسسة الاعلمی، ج 4، ص 50 و 51; شیخ مفید، الارشاد، موسسة آل البیت، ج 2، ص 81 و 82; خوارزمی، مقتل، ج 1، ص 226 و مقرم، مقتل الحسین، ص 189  
18) ر . ک: ادب الطف، جواد شبر، ج 1، ص 93 - 100 
19) همان، ص 96 و 97  
20) الکامل فی التاریخ، ج 4، ص 288 و 289; وقعة الطف، ص 277; ادب الطف، ص 98 
21) تاریخ طبری، ج 5، ص 105، 106، 129، 131، 135; الکامل فی التاریخ، ج 4، 289 و انساب الاشراف، ج 5، ص 295 
22) شیخ صدوق، ثواب الاعمال، ص 308; رجال الکشی، شیخ طوسی، ص 113; بحارالانوار، ج 45، ص 84; ابوعلی حائری، منتهی المقال، ج 5، ص 115 - 117 و موسوعه کلمات الامام الحسین (ع)، ص 369 
23) آل عمران (3) آیه 185; حدید (57) آیه 20: زندگی دنیا جز متاع و مایه فریبکاری نیست. 
24) شیخ صدوق، الامالی، مؤسسه الاعلمی، بیروت، ص 117، تاریخ ابن عساکر (ترجمه الامام الحسین علیه السلام)، مؤسسة المحمودی، بیروت، 1389ق، ص 235، بحارالانوار، ج 44، ص 255، شیخ عبدالله البحرانی، العوالم، مدرسة الامام المهدی (ع)، قم، 1407 ق، ج 17، ص 147; موسوعة کلمات الامام الحسین، ص 379 و 380 
25) سوره تغابن (64) آیه 15: به حقیقت، اموال و فرزندان شما اسباب فتنه و امتحان شما هستند (چندان به آنها دل نبندید) و (بدانید که) پاداش بزرگ پیش خداست . 
26) تاریخ طبری، دارالکتب الاسلامیة، بیروت، ج 3، ص 315 و 329; الکامل فی التاریخ، ج 4، ص 73; انساب الاشراف، ج 3، ص 197; سماوی، ابصار العین، ص 101; سید مرتضی عسکری، معالم المدرستین، مؤسسة البعثه، ج 3، ص 113، موسوعة کلمات الامام الحسین (ع)، 378 452 و 453 . 
27) سور نحل (16) آیه 107: آن به این جهت است که آنها دنیا را بیشتر دوست داشته و بر آخرت ترجیح می دادند. 

منبع: ماهنامه پاسدار اسلام 
نظرات (0) کلیک ها: 1217
پرینت

اتفاق جالبی که سال بعد برای روز عاشورا می افتد!

نوشته شده توسط سردبیر. ارسال شده در مناسبت های مذهبی

به نقل از پایگاه جامع اطلاع رسانی امام مهدی (عج) نوشت: حجت الاسلام و المسلمین شیخ حسین مداحی مدیر حوزه ی فنآوری اسلامی مبین با استناد به برخی محاسبات نجومی با اشاره به انطباق تاریخ شمسی و قمری در سال آینده در محرم ۱۴۳۸ گفت : «بر اساس برخی محاسبات اگر ماه های قمری همانگونه که در رصدهای نجومی ثبت شده است پیش رود و نیز استهلال با محاسبات منطبق گردد ؛ سال آینده تاریخ عاشورای شمسی و قمری با یکدیگر منطبق خواهند بود.»

وی افزود : «تاریخ شمسی برخلاف تاریخ قمری در تغییر نیست و موقعیت زمین نسبت به خورشید ثابت است و با استخراج اوقات شرعی شهر کربلا در این تاریخ، سخنان مقتل نویسان به ساعت و دقیقه برگردانده می شود که بر اساس محاسبه مرحوم دکتر احمد بیرشک در گاهشماری ایران ، واقعه کربلا ۲۱ مهر سال ۵۹ شمسی محاسبه شده و رخ داده است . بر همین اساس سال آینده ۲۱ مهرماه ۱۳۹۵ مصادف با دهم محرم سال ۱۴۳۸ قمری خواهد بود که این یعنی انطباق عاشورای شمسی و قمری با یکدیگر.»

حجت الاسلام و المسلمین مداحی گفت : «البته اگر محاسبات نجومی و استهلال با یکدیگر منطبق شوند این اتفاق رخ خواهد داد و در غیر اینصورت ممکن است این تطابق رخ ندهد همچنانکه گاهی اوقات شاهد آن هستیم که محاسبات بر خلاف استهلال بوده و اوج بروز اختلاف در محاسبه و استهلال را در اولین روز ماه شوال شاهد هستیم که برخی محاسبات تاریخ عید را یک روز معین می کند اما استهلال آن محاسبه را منتفی و یا تائید می نماید . بر همین اساس معتقدیم که اگر استهلال و محاسبات با یکدیگر منطبق باشند سال آینده دهم محرم الحرام ۱۴۳۸ با ۲۱ مهرماه ۱۳۹۵ منطبق خواهد بود و این یعنی عاشورای شمسی بالاخره به عاشورای قمری خواهد رسید.»

نظرات (0) کلیک ها: 1056

پیشنهاد هفته

  • کتاب‌های پیشنهادی  هفته: کتاب

جنگ دوست داشتنی

کتاب جنگ دوست داشتنی مجموعه خاطرات نویسنده رزمنده ،سعید تاجیک است. توضیحات بیشتر...

ارتباط با ما

تهران- میدان ونک-خیابان ملاصدرا- خیابان شیخ بهایی جنوبی-بیمارستان بقیه الله الاعظم(عج)-حیاط شمالی- دفتر حوزه بسیج دانشجویی- تلفکس 88620826-021

پیامک:50001000501000-10005510001000